الحاج ميرزا أبي الفضل الطهراني

67

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي )

اينها همه با قطع نظر از ذيل حديث است كه امر در أو أسهل است چه در ذيل حديث محمد بن إسماعيل حديث را از سيف بن عميره بفتح عين مهمله روايت كرده ، وأو از علقمة ، وظاهر روايت اينست كه علقمة نيز حاضر بوده وكلام را شنيده واستدعاى تعليم دعا كرده ، با اينكه محل حاجت ما همان جاى نقل علقمة است . وسيف را شيخ در ( فهرست ) ونجاشى وعلامه در ( خلاصه ) تصريح به وثاقت كرده اند ، ونجاشى در حق أو گفته " له كتاب يرويه جماعات من أصحابنا " واين مدح عظيمى است ، وهيچ كس قدحى در أو نكرده جز آبى در محكى ( كشف الرموز ) كه طعن بر وى زده وگفته : " مطعون فيه ملعون " ومستند قول أو على الظاهر نسبت ابن شهرآشوب است أو را به وقف ، واز اين جهت شهيد فرموده : " وربما ضعف بعضهم سيفا ، والصحيح انه ثقة " وكلام ابن شهرآشوب علاوة بر آنكه موافقى ندارد مخالف صريح ( فهرست ) ونجاشي است ، والبتة قول ايشان مقدم است ، وطعن ( كاشف الرموز ) چنانچه اشاره كرديم به اخذ از ابن شهرآشوب است ، بضميمه " عدم حجيت موثق " وبر فرض كه ما تقديم كنيم قول ابن شهرآشوب را شهادت مشايخ مثل شيخ ونجاشى وعلامه وشهيد به وثاقت أو باقي است ، وما مستوفى در محل خود حجيت أخبار موثقه را بر منصه ثبوت جلوه داده أيم . أما علقمة بن محمد : شيخ أو را در كتاب ( رجال ) از أصحاب باقر وصادق عليهما السلام شمرده " وأسند عنه " گفته ، وبه مذهب جماعتى اين عبارت مفيد مدح است ، اگر چه محل تأمل است ، وشيخ كشى مناظره اى از أو با زيد بن علي نقل كرده كه دلالت بر بصيرت وحسن حال أو دارد ، واز ذيل همين روايت معلوم مىشود كه جلالت شأن أو به حدى بوده كه روايت نكردن أو معارض روايت صفوان